close
تبلیغات در اینترنت
داستان های اقتباسی
سه شنبه 29 آبان 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : یاس |

دختر بچه روی تخت دراز کشیده بود.صدای آژیر لحظه به لحظه بلندتر میشد.پدرش آهسته داخل اتاق شد.صدای آژیر به بالاترین حد خود رسید دخترک خودش را توی تخت جمع کرد.

_:بابا ،پدربزرگ مرده؟

پدر کنار تخت او روی دو زانو نشست.

_:برا چی میپرسی عزیزم؟

_:دیروز خانم کوهی گفت وقتی آدمها میمیرند اونا رو میذارن تو آمبولانس.خانم معلم راست میگه بابا؟

_:خب اون درست میگه.

_:اون شب که پدر بزرگ مرد هوا خیلی سرد بود....آدمها وقتی میمرند سردشون نمیشه؟

پدر آرنج راستش را روی تشک گذاشت و انگشتان را کشید روی پیشانی دخترک.

_:گمون نمیکنم.

دخترک به چشمهای پدرش زل زد و گفت:

مادربزرگ میگه وقتی آدما میمیرند میرن پیش خدا .پدربزرگ حالا پیش خداست؟

پدر کمی مکث کرد وانگشتهای کوچک دخترش رادردست گرفت.

_:گمونم همین طور باشه.

_:پیش خدا جای بدیه؟

پدر متعجب او را نگاه کرد .

_:نه کی این رو گفته؟

دخترک به پنجره اتاقش چشم دوخت.

_:کسی نگفته پس چرا شما برای پدربزرگ گریه میکردی؟

پدر نم اشکهای صورتش را پاک کرد .صدای آژیر آهسته و آهسته تر شد تا به کلی محو گردید.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | نظرات () بازدید : 21

ااااا تاریخ : پنجشنبه 18 مهر 1392
متروک........ تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391
متروک........ تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391
تولدی دیگر تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391
مسلخ تاریخ : یکشنبه 22 بهمن 1391
اطلس ابر تاریخ : پنجشنبه 19 بهمن 1391
فیلم..... تاریخ : یکشنبه 15 بهمن 1391
من و بارون تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
میدون مین "از استخوان خوک و دست های جذامی" تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
اسکای فال "سری سوم جیمز باند" تاریخ : چهارشنبه 11 بهمن 1391


انجمن نویسندگان ما می رویم و آیا درپی ما یادی از درها خواهد گذشت؟! ما می گذریم وآیا غمی به جای ما درسایه ها خواهد نشست؟! دوستان لطفا نظر بدید تا بتونم وب رو به خوبی به روز رسانی کنم. مایلم بدونم نظرات شما راجع به نوشته ها چیه؟!! متشکرم که از این وب بازدید میکنید.
بالای صفحه
انجمن نویسندگان
firefox
opera
google chrome
safari